رستگاران

والذی نفسی بیده ان هذا و شیعته هم الفائزون....

رستگاران - جشن ها و مناسبت های ایرانیان

فرامرز آقابیگی
رستگاران والذی نفسی بیده ان هذا و شیعته هم الفائزون....

جشن ها و مناسبت های ایرانیان

نیاکان ما، ایرانیان باستان، به گواهی تاریخ، از شادترین ملت های جهان بوده اند. آنان روزهای بسیاری از سال را به برگزاری جشن می پرداخته اند. انگیزه ی این جشن ها، گذشته از شادی فطری نژاد ایرانی، پاسداشت یاد روزهای سرنوشت ساز در تاریخ این نژاد کهن و سرزمین ایران بوده است. این جشن های استوره ای، هنوز هم در میان پاره ای از ایرانیان، هرچند اندک برگزار می گردد. از میان این جشن ها، چهار جشن از همه پرارزش تر بوده است:

1.    جشن نوروز: روز یکم فروردین تا ششم فروردین

نوروز، بزرگ ترین جشن ایرانیان باستان، برابر با یکم فروردین گاه شمار ایرانی (خورشیدی) و بیست و یکم مارس میلادی است.

ایرانیان بر این باور بوده اند که در این روز، خداوند، آفرینش جهان را به پایان رساند. آنان جمشید، پادشاه باستانی قوم آریایی را پایه گذار نوروز و دیگر آیین های نیکو دانسته اند. در شش روز برگزاری جشن نوروز، آیین های ویژه ای برگزار می شد که بسیاری از آنها هنوز به جا مانده است. ایرانیان برای این جشن، خانه های خود را پاکیزه می کردند، مکان برپایی جشن را می آراستند، بر روی میزی کوزه ای آب، گلدانی از گل و آتشی افروخته می گذاشتند. در شب پایانی سال، چراغ خانه ی درگذشتگان خود را روشن می کردند چون براین باور بودند که روان درگذشتگان به خانه های خود باز می گردند و از روشنی چراغ شادمان می شوند. همچنین، در سپیده دم نوروز، بدن خود را با آب شست و شو می داده و پاکیزه می کردند. از دیگر آیین های نوروز، پوشیدن جامه ی نو، آراستن سفره هفت سین و کاشتن سبزی در هفت گونه دانه بود و هرکدام از آن دانه ها که بهتر می رویید، نشانه ی رونق کشت آن نوع دانه در آن سال بود. این آیین، نشانگر ارزش کشت و کار در میان ایرانیان باستان است.

2.    جشن تیرگان: روز دهم تیر ماه

تیرگان، جشن بزرگداشت میهن دوستی است. در استوره های ایرانی، چنین آمده است که در زمان منوچهر – شاه باستانی ایران -، تورانیان – اقوام همسایه شمال شرقی ایران – که همواره برای دستیابی به سرزمین حاصلخیز ایران، با ایرانیان در جنگ بودند، بر ایرانیان چیره گشتند و شرط  پایان نبرد را چنین گذاشتند که مرز ایران به وسیله پرتاب یک تیر تعیین گردد و هر جا آن تیر فرود آمد، همان جا مرز میان ایران و توران باشد. این شرط سخت، سبب از دست رفتن بخش های وسیعی از ایران می گردید. سروش ایزدی، به منوچهر پیام آورد تا کمانی ویژه بسازد و سرنوشت مرزهای ایران را به دست کمانگیری پاک نهاد و دیندار به نام آرش بسپارد. چون هنگام پرتاب تیر رسید، آرش به همگان گفت: مرا برای آخرین بار ببینید، چون می دانم که پس از پرتاب این تیر، پیکر من پاره پاره خواهد شد. آن گاه، تیر را با نیروی ایزدی و تمامی جان خویش پرتاب کرد و همانگونه که گفته بود، در همان جا درگذشت.

آن تیر، در دورترین جای سرزمین خراسان بزرگ بر تنه ی درختی نشست و مرزهای سرزمین ایران را برهمان جای نهادند. ایرانیان به پاس این جانفشانی آرش کمانگیر، در این روز خجسته، جشنی به نام تیرگان برپا می داشتند.

3.    جشن مهرگان: روز دهم مهر تا شانزدهم مهرماه

جشن مهرگان، پس از نوروز، بزرگترین جشن ایرانیان بوده است. این جشن به نام مهر (میترا) که فرشته ی برابری، دوستی، پیمان و روشنایی است بر پا می گردد. برپایه ی داستانهای کهن، در این روز، کاوه آهنگر، بر ضحاک ماردوش، بیگانه ی بیدادگری که بر ایرانیان فرمان می راند، شورید و ایرانیان، فریدون – که دارای فره ی ایزدی بود – را به پادشاهی برگزیدند. این روز را می توان جشن بازیافتن آزادی و رهایی از ستم بیگانگان و نیز روز پیروزی نیکی بر بدی دانست. پادشاهان ساسانی در این روز، مردم را پذیرا می شدند و هر کس می توانست برای دادخواهی، خود به نزد شاه رود.

این جشن به اندازه ای ارزشمند بود که پس از اسلام نیز از میان نرفت و در زمان خلفای اسلامی با شکوه تمام برگزار می گردید. هنوز هم در برخی کشورهای تازی (مانند امارات)، این روز به نام (مهرجان) دستمایه برپایی جشن و پایکوبی است. از آیین های این جشن در میان ایرانیان، پوشیدن جامه های نو، گستردن سفره های رنگین و نهادن آیینه، گلاب، نوشیدنی و به ویژه انار در آن سفره بود.

4.    جشن سده: روز دهم بهمن ماه

جشن سده، از جشن های بزرگ نژاد آریایی است و به زمان پیش از تاریخ باز می گردد. داستان این روز را فردوسی، شاعر بزرگ پارسی در کتاب ارجمند خود، شاهنامه، که هویت نامه ی نژاد ایرانی است، چنین آورده است: هوشنگ، شاه دوران پیشدادی، روزی به هنگام شکار با ماری سیاه روبرو می شود و سنگی به سوی او پرتاب می کند. مار می گریزد ولی پس از برخورد سنگ با سنگی دیگر، آتش پدیدار می شود و خار و خاشاک پیرامون خود را روشن می سازد. هوشنگ و دیگر بزرگان آن را ارمغان خداوند می شمارند، گرد آن به جشن و پایکوبی می پردازند و آن آتش را جاودان روشن نگاه می دارند. ایرانیان باستان، این روز را فرخنده می دانستند و در آن به جشن و پایکوبی و برافروختن آتش می پرداختند. شاید جشن چهارشنبه سوری کنونی، بازمانده ای از جشن سده باشد. نام این جشن را از آن رو سده گذاشتند که پنجاه روز و پنجاه شب به جشن نوروز مانده است.

(برگرفته از کتاب: فرهنگ اساتیر و اشارات داستانی در ادبیات پارسی، دکتر محمد جعفر یاحقی، چاپ 1357 – انتشارات سروش)



تاريخ : یکشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۳ | 13:48 | نویسنده : فرامرز آقابیگی |