X
تبلیغات
فائزون...رستگاران...prospers...rəsgarlar - آیا شیعه مشرک است؟

فائزون...رستگاران...prospers...rəsgarlar

با علی

آیا شیعه مشرک است؟

خوب شبهه و حرف های وبلاگ وهابی سپاه صحابه

أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا (سوره النساء آیه ۸۲)

آیا درباره قرآن نمی‌اندیشند؟! اگر از سوی غیر خدا بود، اختلاف فراوانی در آن می‌یافتند.

أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا (سوره محمد آیه ۲۴)

آیا آنها در قرآن تدبّر نمی‌کنند، یا بر دلهایشان قفل نهاده شده است؟!

 وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ (سوره القمر آیه ۱۷)

ما قرآن را برای تذکّر آسان ساختیم؛ آیا کسی هست که متذکّر شود؟!

وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِن كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا مِّمَّن يُكَذِّبُ بِآيَاتِنَا فَهُمْ يُوزَعُونَ(نمل/83)

و روزی از هر امتی فوجی از کسانی که به آیات ما تکذیب می کنند محشور می کنیم پس ایشان مرتب و ردیف شوند

حَتَّىٰ إِذَا جَاءُوا قَالَ أَكَذَّبْتُم بِآيَاتِي وَلَمْ تُحِيطُوا بِهَا عِلْمًا أَمَّاذَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ (نمل/84)

تا آنگاه که آیند خطاب رسد آیا به آیات ما تکذیب کردید در حالی که احاطه علمی به آن نداشتید، یا چه کار می کردید 

برهان از قرآن.

دعای شرعی عبارت است از عبادت و آن خواندن مدعو غیبی که فقط خدا باشد. و در این عبادت مانند سایر عبادات نباید ب احدی توجه کرد و غیر خدا را شریک نمود. چنانچه خدا در سوره کهف آیه ۱۱۰ میفرماید:  (وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا)  عبادت مخصوص ذات پروردگار است و لذا آیات بسیار قرآن آمده که غیر خدا را مخوانید و خواندن غیر خدا را شرک دانسته از جمله در سوره جن آیه ی ۲۰ فرموده :

قُلْ إِنَّمَا أَدْعُو رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِهِ أَحَدًا (سوره الجن آیه ۲۰)

یعنی: بگو من فقط پروردگارم را می خوانم و احدی را شریک اون نمی کنم و شرک به او نمی آورم و در آیه ۱۸ فرموده:

( فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا ) یعنی احدی را با خدا مخوان و در آیه ی ۱۳ و ۱۴ سوره فاطر فرموده:

تَدْعُونَ مِن دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِن قِطْمِيرٍ (آیه۱۳) إِن تَدْعُوهُمْ لَا يَسْمَعُوا دُعَاءَكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ ۖ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ ۚ

یعنی: آن کسانی که غیر خدا می خوانید مالک پوست هسته خرمائی نیستند اگر بخوانید شان نمی شوند و اگر بشنوند اجابت نکنند و روز قیامت به شرک شما اعتراض و انکار می کند.

در این آیه صریحاْ کسانی که غیر خدا را می خوانند مشرک خوانده و نمی توان کلمه "الذین" و ضمیر های جمع مذکر که خصوص عقلا و بر عقلا اطلاق می شود  حمل بر بتها کنیم زیرا در لغت عرب کلمه "الذین" و ضمیر جمع مذکر بر بت اطلاق نمیشود باضافه روز قیامت بتی نیست که اعراض و انکار کند که چرا مشرک شدید.

پس این آیه می گوید بزرگان و عقلای را نخوانید و در سوره احقاف آیه ۵ و ۶ فرموده:

وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ مَن لَّا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَن دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ(آیه۵) وَإِذَا حُشِرَ النَّاسُ كَانُوا لَهُمْ أَعْدَاءً وَكَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ كَافِرِينَ(آیه۶)

یعنی: کیست گمراه تر از آنکه غیر خدا را میخواند آن کس را میخواند که اجاب او نمی کند تا قیامت و آنان از دعای ایشان آگاه نیستند چون مردم در قیامت محشور شوند آنان برای ایشان دشمنند و بعبادت ایشان کافر و منکر بوده اند.

و در سوره نحل آیه ی ۲۰ و ۲۱ فرموده:

وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَا يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ (آیه ۲۰) أَمْوَاتٌ غَيْرُ أَحْيَاءٍ ۖ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ (آیه ۲۱)

یعنی: و آنان را که غیر خدا میخوانند. آنان را خوانده که چیزی خلق نمی کنند و خود ایشان مخلوقند مردگانی غیر زنده و درک نمیکنند که کی بر انگیخته می شوند برای قیامت.

یعنی آنکه چیزی خلق نکرده و خود مخلوق است و با اضافه از ساعت قیامت و حشر خبر ندارد نباید خواند و به اتفاق آیات قرآن پیغمبر اسلام خبر از حشر نداشته و ساعات قیام قیامت را نمی دانسته پس نباید او را خواند چه برسد به بندگان دیگر.

در سوره اسراء آیه ی ۵۶ و ۵۷ فرموده:

قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِهِ فَلَا يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنكُمْ وَلَا تَحْوِيلًا (آیه۵۶) أُولَٰئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ ۚ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا (آیه۵۷)

یعنی: بگو بخوانید آن کسانی را که گمان می برند غیر از خدا. که آنان مالک و توانایی بر طرف کردن ضرر از شما نیستند و تغییری نتوانند. همان را که می خوانند خودشان بسوی پروردگارشان وسیله می جویند هر کدام که نزدیکتر و مقربترند و به رحمت او امیدوارند و از عذاب او می ترسند زیرا عذاب پروردگارت حذر کردنی است.

و مانند این آیه آیات که در سوره اعراف آیه ۱۹۴ می فرماید:

( إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ ۖ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ )

یعنی: آنهایی را که غیر از خدا می‌خوانید ، بندگانی همچون خود شما هستند؛ آنها را بخوانید، و اگر راست می‌گویید باید به شما پاسخ دهند (و تقاضایتان را برآورند)!

ما نمی دانیم کسانی که امام خود و یا رسول و یا امام زاده را می خوانند جواب این آیات را چی میدهند؟ آیا این آیات از قرآن نیست؟ آیا بزرگان دین گفته اند ما را بخوانید و بر خلاف قرآن رفتار کنید ؟ آیا با دعاهای مجعوله می توان قرآن را رد کرد؟ و آیا پیغمبر و امام بشرند و با گوش می شنوند و یا خیر چون خدایند که نه چشم دارند و نه گوش و بدون چشم و گوش می شنوند؟ اگر چنین باشد پس خلقت چشم و گوش در بدن ایشان لغو بوده است و آیا خودشان گفته اند که پس از دفن شدن چشم و گوش  باز هم می شنویم و می بینیم؟؟؟

آیا امام همه زبانها را می داند و همه وقت در همه جا حاضر است.

آیا از رسول خدا(ص) و یا امام خبری رسیده که ما را بخوانید؟ در صورتی که قطعاْ چنین خیری وجود ندارد.

آیا اگر مردم پیغمبر و یا امام را بخوانند ایشان به همه گوش می دهند؟ و آیا همه جا حاضرند و آیا صوت آن یکی مانع از صوت دیگر نیست؟ آیا اینان صفات خدا را دارند و با خدا شریکند که لایشغله شان عن شان ولا صوت عن صوت؟

آیا آن رسول و امام مجبورند که هرکس صدایشان کرد بشنوند و فوری اطاعت کنند و برای همه کس واسطه شوند؟ هزاران دعای مجعول را به امام زمان بسته اند در صورتیکه می گویند آن امام گفته:  من ادعی المشاهده فهو مفتر کذاب

یعنی: هر کس در زمان غیبت کبری ادعای مشاهده مرا نماید افترا زده و کذاب است و غالب دعاهای امام زمان را از قول او در زمان غیبت کبری نقل کرده اند.

وسیله قرار دادن نیکان شرک است

و یا می گویند ما مقربان درگاه خدا را می خوانیم تا وسیله باشند و خدا در قرآن فرموده:

یایها الذین ء امنوا اتقوا الله و ابتغو الیه الوسیله

جواب این است که:

اولا-- خدا در این آیه فرموده وسیله را بجویید و نفرموده وسیله را در حوائج خود بخوانید وسیله حستنی است نه خواندنی که نه تنها در تقرب به خدا بلکه تهیه خوراک و پوشاک و مسکن و در کسب و تجارت و زراعت و غیره انسان محتاج وسائل است. انبیاء و اوصیاء در دعا و عرض حاجت به خدا وسیله نیستند. خدا دور نیست تا محتاج بواسطه ایشان باشد. و برای دعا و عرض حاجت خود انبیاء نفرموده اند ما واسطه یا وسیله هستیم بلکه فرموده اند:

"الحمد لله الذی ادعوه و لا ادعو غیره و لودعوت غیره لخیب دعائی"

ثانیا-- آیه: "ابتغوا الیه الوسیله" خطاب به رسول الله و سایر مومنین است. باید دید رسول الله(ص) و علی رضی الله عنه به این آیه چگونه عمل کرده اند؟ آیا چه وسیله ای می جستند؟ رسول خدا(ص) عرض می کند: "الهی وسیلتی الیک ایمانی بک"  (خدایا وسیله من ایمان من است)

و حضرت علی رضی الله عنه  در خطبه ۱۰۹ نهج البلاغه میفرماید:

ان افضل ما توسل به المتوسلون الی الله الایمان به و برسوله و الجهاد فی سبیله...

و در دعای کمیل عرض می کند: ویتوسل الیک بربوبیتک یعنی: خدایا توسل من بسوی با ایمان به ربوبیت توست.

و در مناجات ماه شعبان عرض می کند: وجعلت الاقرار بالذنب الیک وسیلتی. (اقرار به گناه وسیله من است)

و امام سجاد در دعای ابوحمزه عرض می کند: "الهی بدعائک توسلی" (الهی با دعایم بسویت متوسل می شوم)

پس وسیله ایمان و تقوی و دعا و عبادت است نه اشخاص مقربین.

به اضافه ایمان و تقوی و عبادت را میتوان جست و تهیه کرد. اما بندگان مقربین را نمیتوان جست و تهیه نمود. زیرا آنان از دنیا رفته اند و جستن آنان مقدور نیست و تکلیف الهی تابع قدرت است. پس بندگان مقرب مطیع ما و شما نیستند و اصلاً از احوال ما خبر ندارند تا فوری بیایند و برای ما واسطه شوند و بروند.

آیا خدا وزیر دارد؟

و گاهی می گویند اگر کسی بخواهد سلطانی را ملاقات کند باید نزد وزیر و یا مامور دیگری برود. ما هم هر وقت به خدا کاری داریم باید به مقربین اون مراجعه کنیم.جواب این است که :

سلطان همه جا حاضرنیست و از حال رعیت خبر ندارد و اگر رعیت نزد او برود ممکن است به او دروغ بگوید و برخلاف واقع عرض کند و لذا ناچار باید به مامورین و وزراء مراجعه کند ولی خداوند چنین نیست خود همه جا حاضر و از حال بندگان مطلع و حاجت آنان را می داند و خود فرمود: من از رگ گردن به شما نزدیکترم به اضافه خدا نباید تشبیه بشاه و یا مخلوفات دیگر نمود و در قرآن فرمود: "لیس کمثله شی" و رسول خدا و ائمه فرموده اند: "من شبه الخالق بالمخلوق فهو مشرک" یعنی کسی که خدا را به مخلوق تشبیه کند مشرک است.

شما چرا توحید خود را آلوده به شرک می سازید. خدا احتیاج به امیر و وزیر ندارد. و خود دستور داده که او را بخوانند. اگر سلطانی به رعیت خود بگوید هر حاجتی داری به خود من مراجعه کن آیا سزاوار است رعیت اعتنا نکند و بگوید خیر من باید به وزیر مراجعه کنم.

توضیح درباره ای آیه ی (استغفر لهم الرسول)

وگاهی می گویند چون خدا راجع به منافقین در سوره نساء آیه ۶۴ فرمود:

(وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُوا أَنفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا)

یعنی: این منافقین که به حکومت و قضاوت تو راضی نبودند و پشت سر تو بدگوئی کردند اگر نزد تو آمده بودند و از خدا طلب آمرزش می کردند و رسول برای ایشان از خدا آمرزش خواسته بود هر آینه خدا را توبه پذیر و رحیم یافته بودند. سپس نتیجه می گیرند هر مسلمانی باید برود نزد رسول خدا (ص) در هر کاری که به خدا دارد در هر زمانی جواب این است که :

اولاً-- طرف سخن در آیه با منافقین است که رسول الله را اذیت کرده بودند و وظیفه ایشان بوده که بروند و پوزش و عذر خواهی نمایند و این مربوط به سایر مسلمین نیست.

ثانیا-- خدا نفرموده بروید نزد رسول فرموده اگر منافقین می آمدند. پس آنان که وظیفه داشتند نزد رسول خدا(ص) بروند نفرموده بروید چه برسد به دیگران.

ثالثا-- در آن وقت ممکن بود نزد رسول خدا بروند چون زنده و میان مردم بود اما زمان بعدی ممکن نیست کسی نزد رسول خدا برود زیرا از دنیا رفته و در عالم باقی است و از عالم فانی غصه ها و رنجهای آن بی خبر است.

پس قیاس مع الفارق است و امیر المونین در نهج البلاغه می گوید خدا رسول خود را از میان مردم برد.

توضیح در باره استمداد برادران یوسف علیه السلام از پدرشان

خب کسانی که در دعاهای شرکیه غیر خدا را می خوانند برای این کار خود دلیلی دارند؟ اینان برای خود خیلی بهانه تراشی میکنند به دلایل اشاره میکنند تا مقلدین خودشون رو گول بزنند و میگویند چگونه فرزندان یعقوب حضرت یعقوب را خواندند و گفتند:

قالوا یابانا استغفر لنا ذنوبنا انا کنا خطیین (ایه 97 سوره یوسف ) قال سوف استغفرلکم ربی
در جواب شما میگم که
اولاَ حضرت یعقوب زنده بود نه مرده و چون او را آزرده بودند و یوسف او را برده بودند وظیفه شان این بود بروند و از او معذرت بجویند و او را وادار کنند که از خدا برایشان طلب مغفرت کند و این وظیفه هر مسلمونی است که اگر کسی را اذیت کرده . برود به التماس کند تا او را از خدا برایش آمرزش بخواهد. و این مربوط به این مساله نیست زیرا خوانندن یعقوب زنده ی حاضر خواندن و در خواست متعارفی است که ما گفتیم این خواندن مدعو غیبی نیست آیا اگر حضرت یعقوب از دنیا رفته بود می توانستند با او بگویند یا ابانا استغفر لنا و اگر می گفتند آیا یعقوب می شنید و جواب میداد البته خیر پس قیاس حاضر به غایب و آنکه را وفات نکرده به کسی که وفات کرده صحیح نیست بحث ما این است که امام یا رسولی که حاضر نیست و از دنیا بی خبر است در بهشت برزخی ساکن است و آنحا از هم و غم دنیا بی خبر است آیا میتوان خواند و آیا او جواب می دهد؟
ثانیا- حضرت یعقوب به فرزندان می گوید
و ما اغنی عنکم من الله من شی
یعنی ای فرزندان من هیچگونه کاری از طرف خدا برای شما نمی توانم.
چگونه آن کلام یعقوب را قبول دارید ولی این کلام را که آب پاکی بدستتان داده و فرموده من کاری نتوانم قبول ندارید و یا بی خبرید؟؟؟

قرآن بهترین پناه گاه

به هر حال اکثر دعاهای مجعوله و زیارات موضوعه با قرآن مخالف است. و چون ملت عزیز ما ایران از قرآن دور و بی خبر اند متوجه این چیز ها نیستند. پس به هر مسلمون واجب است تا اندازه که می تواند با قرآن آشنا شود. زیرا تدبر در کتاب آسمانی لازم و دوری از آن موجب هلاکت و غرق شدن در خرافات مذهبی است. ویکی از وسائل آشنا شدن به آیات قرآن این است که دعاهای قرآن را انسان حفظ کند و در موقع مناجات و دعا و عرض حاجت بخواند.

حضرت علی رضی الله عنه فرموده: کسی که قرآن دارد به چیز دیگری احتیاج ندارد و از هر کتابی بی نیاز است.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

واما جواب از طرف گروه الفائزون

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام در مورد مطلبی که راجع مشرک بودن شیعیان گذاشتید نظر دادم اولا بهتره راجع کلمه توسل و وسیله بحث بکنیم توسل به معنای تقرب و نزدیک شدنه و وسیله به معنای منزلت و درجع و نزدیکی است در آیه ابتغوا الیه الوسیله طی تفسیری که فرمودید خودتان به بودن وسیله اعتراف کردید و در درجه اول گفتید که مختص فضائل است از جمله روزه نماز دعاو..... واما بعد گفتید وسیله اشخاص نمی شوند زیرا فوت کرده اند و رفته اند برزخ و بهشت و نیستند این متن شماست(به اضافه ایمان و تقوی و عبادت را میتوان جست و تهیه کرد. اما بندگان مقربین را نمیتوان جست و تهیه نمود. زیرا آنان از دنیا رفته اند و جستن آنان مقدور نیست) خوب بحث این جاست که شما فرمودید نماز روزه و عبادات وسیله است چرا؟ چون وسیله تقربند و دارای منزلت و مقامند نزد خداوند و مقام و منزلت و درجه اوصافی هستند که برای هر چیزی قابل ثبوت است حال آن چیز یکی از اعمال مانند نماز و روزه و.. یا یکی از اشخاص باشد از این رو هر عمل و یا هر شخصی که در نزد خداوند متعال دارای مقام و منزلت باشد صاحب الوسیله است و می توانیم بواسطه آن به ذات اقدس الهی تقرب بجوییم و او را برای برآورده شدن حاجات التماس کنیم و تفاوت عمل و شخص  در این است که هر عملی در عمل صالحه خود به خود  مقام و درجه نزد خداست و انجام آن مستلزم تقرب الهیست و اما اشخاص 2 گروهند اول افرادی  که با انجام اعمال صالحه برخوردار از مقام  و منزلت ودر نزد خداوند می شوند مانند عده ای از بندگان مومن حقیقی خداوند و با تقوای الهی در نزد خداوند گرامی می شوند  همانطور که خداوند می فرماید: ان اکرمک عند الله اتقلکم(حجرات 13)فاما الذین امنوا وعملوا الصالحات فیدخلهم ربه فی رحمة ذلک هو الفوز المبین(جاثیه 30)اولئک هم المومنون حقا لهم درجات عند ربهم و مغفرة و رزق کریمم(الانفال 4) و دوم انبیاء و امامان که علاوه بر برخورداری از درجات با انجام اعمال نیک, خداوند متعال ذات آنان  را بر سایر اشخاص برتری داده و آنان مقام و منزلت ویژه ای نزد خداوند متعال دارند همانطور که خداوند در قرآن کریم می فرماید:ان الله اصطفی ءادم و نوحا و ءال ابراهیم . ءال عمران علی العالمین(خداوند حضرت آدم و نوح و خاندان ابرهیم و عمران را بر همه برگزیده است)(آل عمران 33)و همچنین: وما ارسلناک الا رحمة للعالمین:  تو را جز بعنوان رحمتی بر جهانیا نفرستادیم (انبیا 107 و همچنین : وانزل الله علیک الکتب و الحکمة و علمک ما لم تکن تعلم و کان فضل الله علیک عظیما(خداوند کتاب و حکمت را بر تو نازل گردانید و آنچه را نمی داستی به تو آموخت  و فضل خدا بر تو بسیار است(نساء113) وهمچنین درباره سایر انبیا می فرماید: واسمعیل والیسع و یونس ولوطا وکلا فضلنا علی العالمین(اسماعیل و یسع و یونس ولوط تمام آنها را بر جهانیان برتری دادیم(الانعام 113) و درباره اهل بیت خداوند می فرماید (انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا:خداوند خواسته است هرگونه پلیدی را از شما اهل بیت بزداید و شما را پاک گرداند .

و بهترین راههای تقرب به خداوند این است که صاحبان حقیقی وسیله و مقام ودرجه   یعنی پیامبران و امامان و بعضی اولیا را واسطه مقام و منزلت آنان در نزد خودش آمرزش گناهان و بر آورده شدن حاجات و نزدیک شدن به خودش را طلب کنیم) و اکنون به مطلب شما بپردازید شما در درجه اول آیاتی را ذکر کردید که در مذمت و مشرکان ملحدان نازل شده است استفاده کردید و به طور مطلق وسیله را منکر شدید و در درجه بعد در تفسیر به رای خنده دار آیه ابتغوا الیه الوسیله فرمودید بعد فرمودید که وسیله برای اشخاص نیست این متن شماست(انبیاء و اوصیاء در دعا و عرض حاجت به خدا وسیله نیستند. خدا دور نیست تا محتاج بواسطه ایشان باشد)بد در کمی جلوتر حرف خود را نقض کرده و گفته اید(به اضافه ایمان و تقوی و عبادت را میتوان جست و تهیه کرد. اما بندگان مقربین را نمیتوان جست و تهیه نمود. امابندگان مقربین زیرا آنان از دنیا رفته اند و جستن آنان مقدور نیست و تکلیف الهی تابع قدرت است. پس) واینجا گفتید چون فوت کردند  دسترسی به آنها نیست بالاخره معلوم نشد کلا وسیله بودن اشخاص و قبول ندارید یا چون فوت شدند و دستشان از دنیا کوتاه است؟!!!! اولا  مگربندگان مقربین فقط پیامبران وامامان بوده اند که شما می فرمایید از دنیا رفته اند و جستنشان سخت است آیا اینان بنگان مقربین نیستند؟(((( ان اکرمک عند الله اتقلکم(حجرات 13)فاما الذین امنوا وعملوا الصالحات فیدخلهم ربه فی رحمة ذلک هو الفوز المبین(جاثیه 30)اولئک هم المومنون حقا لهم درجات عند ربهم و مغفرة و رزق کریمم(الانفال 4) ))))))) و مسئله دوم  پس با این مطلب شما انبیا در زمان خود می توانستند وسیله باشند... خوب ما مطالبی از شما را گفتیم اما بهتره مصداقی کار نکنم و نکته نظران بزرگان شما مفتی بزرگ سعودی بن باز وهابی و همچین ابن تمیه موسس عقیده وهابیت را راجع توسل ذکر کنم ابن تمیه میگه: توسل سه معنا داره که دو تایش به اتفاق اجماع علما صحیح است 1-معنای که اصل ایمان و اسلام است و آن عبارت است از توسل با ایمان به پیامبر و اطاعت از او 2-دعا و شفاعت پیامبر  و این نیز مفید است زیرا کسی که پیامبر برای او دعا کند  ودرباره او شفاعت کند به پیامبر توسل کرده است و به اتفاق  همه مسلمانان مفید است و 3-توسل به مقام پیامبر پس از رحلت ایشان و دفاعیه اش هم اینه که هیچ کدوم از صحابه این کار رو نکردند و بن باز مفتی وهابی هم می گوید در زمانی که آن حضرت زنده بود به دعای آن حضرت توسل می جستند و پیامبر هم آنها را به فیض می رساند همانطور که عمر بن خطاب در طلب باران متوسل به دعای عباس عموی پیامبر شد و بن باز مطلب دوم را ذکر کرده توسل به مقام پیامبر را قبول نداره و در جایی گفته توسل به ایمان پیامبر و اطاعت از او را در قبل و بعد مرگ قبول دارد  و درقسم آخر توسل به دعای پیامبر تا در دعای خود او را دعا کند را فقط مختص زمان حیات ایشان جایز می دانند.خوب ابن تمیه در قسم سوم گفت قبول نداره توسل به مقام پیامبر را چون ایشون فوت کردند و هیچ یک از صحابه هم این کار را نکردند و بن باز توسل به مقام رو کلا قبول نداشت و توسل به دعا پیامبر رو هم فقط در زمان حیات ایشان قبول  داشت نه پس از رحلت ایشان. در درجه اول جای بسیار تاسف  است که شما و حضرات ابن تمیه و بن باز که عالمی بودند برای خود با چشم پوشی از واقعیات موجود در جوامع اسلامی و بدون توجه به توسل رایج در میان مسلمانان اینگونه سخن می گویید و بسیاری از مسلمانان و بزرگان دین از جمله علما اهل سنت مانند : شیخ عز الدین عبدالسلام و خطابی وآلوسی و حتی بلکه افرادی مثل احمد بن حنبل و مالک را مشرک شمارید البته داغ تر از بن باز و ابن تمیه شما که اول با آوردن آیاتی مشرک کردید مصادیقتان را و بعد با آورد آیه ابتغواالیه الوسیله به معنای وسیله قرار دادن رسیدید اما مختص زمان حیات پیامبر دانستید بزرگان وهابیتان را هم همینو گفتند اگر بحث اون آیاته پس زمان حیات هم باعث شرک میشه مگه نه؟!!!  حال به گفته جنابعالی و بن بازو ابن تمیه که اعتراف کردند در زمان حیات می شد اما در زمان فوت نمی شه چون ایشان از دنیا رفتند و نمی توان ایشان را جست. خوب حال ببینیم واقعا ایشان زنده نیستند؟!!! روایت اول انس بن مالک گفته است: پیامبرفرمود:پیامبران زنده اند و در قبرهایشان نماز می خوانند(مسند ابی یعلی ج6 ص 147,الجامع الصغیر,ج1 ص447,اکامل(ابن عدی)ج2 ص327,تاریخ مدینه دمشق ج13 ص326,میزان الاعتدال ج 1 ص 460 مجمع الزوائد ج8 ص 211. اما راجع سند این روایت بگویم ابن حجر عسقلانی در کتاب فتح الباری درباره سند این حدیث می گوید بیهقی کتاب زیبایی درباره زنده بودن پیامبران در قبرهایشان تالیف کرده است در این کتاب حدیث انس بن مالک (الانبیا احیا) را ذکر کرده و آن را از طریق یحیی بن ابی کثیر-که از رجال صحیح مسلم محسوب می شود. از مسلم بن سعید که احمد حنبل و ابن حبان او را ثقه دانسته اند,از حجاج اسود که توسط  احمد ابن حنبل و ابن معین توثیق شده است از ثابت ازانس بن مالک روایت می کند و ابویعلی نیز این حدیث را در مسندش با همین سند ذکر می کند (فتح الباری ج6 ص 352)مناوی نیز در کتاب فیض القدیر می گوید این روایت از انس بن مالک روایت شده است و این حدیث صحیح است (فیض القدیر ج 3ص 239) و خیلی طولانی میشه اگه بازم راجع سندش حرف بزنم شما که استدلال از کتب شیعه و غیره می کنید این احادیث برای شما از علمای اهل تسنن حجت تام باید باشد. حدیث دوم : شبی که معراج رفتم موسی را در کثیب احمر دیدم که در قبر ش ایستاده و نماز می خواند (صحیح مسلم ج 7 ص 102,مسند احمد ج3 ص 148, سنن نسائی ج 3 ص215,مجمع الزوائد ج9 ص 205, صحیح ابن حبان ج 1 ص242,مسند ابی یعلی ج6 ص 71,نیل الاوطار ج 3 ص 305 اسنن اکبریج 1 ص 419 کنزالعمال ج11 ص 511, الدر المثور ج4 ص 150. و همچنین این صلوات فرستادن ما برای چیست اگر مرده اند؟ حدیث سوم  ابوهریره گفته است رسول خدا فرمود بر من صلوات بفرستید زیرا  صلوات شما هرکجا باشید بر من می رسد(مسند احمد ج2 ص367 سنن ابن  داود السجستانی ج 1 ص 453 مجمع الزوائد ج 10 ص 162 المعجم الاوسز ج 8 ص 82) بسیاری از علمای اهل تسنن این حدیث را صحیح دانسته اند (المجموع ج 8 ص275 فقه السنة ج 1 ص 612 احکام الجنائز ص 219 فتح الباری ج 6 ص 352  ریاض الصالحین ص556)حدیث چهارم رسول خدا فرمودند:در روز جمعه زیاد صلوات بر من بفرستید چون صلوات شما بر من عرضه می گردد گفتند چگونه صلوات ما بر شما بر تو عرضه می گردد در حالیکه بدن شما پوسیده است؟رسول خدا فرمود:خداوند متعال به زمین اجازه نمی دهد بدن های پیامبران را فاسد کند(مسند احمدج4 ص8,سنن الدارمی ج1 ص 369,سنن ابن ماجه ج1 ص345و545و سنن ابی داود السجستانی ج 1 ص236و324 سنن النسائی ج  3 ص91 مستدرک الصحیحین ج1ص278 وج4ص560 و اسنن اکبری بیهقی ج3 ص249

و اما این در مورد زنده بودن پیامبران است وامامان با توجه به این که تمامی ائمه ما شهید شدند بر آیه قرآن استناد می کنیم ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم یرزقون(آل عمران 169)(هرگز گمان مکن آنها که در راه خدا کشته شده اند مردگانند بلکه آنهازنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند) و همچنین آیه ای دیگر ولا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء ولکن لاتشعرون(سوره بقره آیه 154)(به آنان که در راه خدا کشته می شوند مرده نگویید بلکه آنان زنده اند وشما نمی فهمید) خود شما و همچنین بن باز وهابی و ابن تمیه  توسل به معنای درخواست دعارا از پیامبر  در حال زنده بودنشان جایز دانسته اید پیامبران و امامان با توجه به مسائلی که ذکر کردیم زنده اند پس توسل خداوند متعال به واسطه آنان به معنای درخواست دعا از آنان برای برآورده شدن حاجات جایز است. خوب حال برسیم بر دلیل های قرآنی توسل که یکی از آنها ابتغوا الیه الوسیله مائه 35 را توضیح دادیم اولا تفسیر به رای خنده دارتان راجع آیه و لو انهم اذ ظلموا  انفسهم جاءوک فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما (اولا در آیه ابتغوا الیه الوسیله به صورت کلی برای مسلمین گفته شد و حال یک مصداق از فرقی ندارد بغال باشه نجار باشه یا منافق مهم اینجاست که شما فرمودید:( طرف سخن در آیه با منافقین است که رسول الله را اذیت کرده بودند و وظیفه ایشان بوده که بروند و پوزش و عذر خواهی نمایند) باید مورد توجه داشته باشید که با حرف شما بحث حق الناس بوده و باید از پیامبر عذر خواهی کنند و سپس به سمت خدا توبه کنند اما شما کمی به ترجمه آیه خودتان توجه کنید:( اگر نزد تو آمده بودند و از خدا طلب آمرزش می کردند و رسول برای ایشان از خدا آمرزش خواسته بود هر آینه خدا را توبه پذیر و رحیم یافته بودند) در اینجا بحث توبه مطرح ست اگر نزد تو آمده بودند و از خدا طلب آمرزش می کردند وقتی ادامه را بخوانیم به سادگی واضح است که علاوه بر توبه بحث وسیله جستن و شفاعت پیامبر از آنان در نزد خداوند است چرا که می فرماید: ورسول برایشان از خدا آمرزش خواسته بود .اگر حرفی که شما زدید که پیامبر عذر خواهی شان را قبول می کرد باید می گفت و رسول شما را ببخشد و عذرتان را قبول کند همانا توبه تان قبول می شد نه اینکه بگوید(و رسول برایشان از خدا آمرزش خواسته بود)و در مطلب دومتان هم بسیار خنده دار است(نیا-- خدا نفرموده بروید نزد رسول فرموده اگر منافقین می آمدند. پس آنان که وظیفه داشتند نزد رسول خدا(ص) بروند نفرموده بروید چه برسد به دیگران)خداوند داره می گه اگه می رفتید بخشیده می شدید حال نرفتید پس بخشوده نشدید مثل اینکه بگم اگه می رفتی دانشگاه دکتر می شدی حالا نرفتی پس حمال بمون این یه مسئله فوق العاده مضحک و بی ربطی بود که فرمودید در ضمن آیات قرآن فراوان است که راجع بحث مکه و مدینه و جنگ ها و غیره بوده لابد می خواهید برچسب حصر بزنید به قرآن که برای همان زمان و گروه بوده با اینگونه فرمایشات جنابعالی اصلا ذکر این آیه به چه دردی می خوره؟؟؟ یعنی خدا می خواسته چیو به ما یاد بده یه ماجرای تاریخی بگه ؟ پس حذفشم لابد سودی نداره پس برادر من بهتره تفکر کرد. خوب این دو تفسیر از شما بود حال تفسیر سومتان که با منکرین توسل آقای بن باز ابن تمیه و دیگران هم خوانی دارد را میگیم این کلام شماست (ثالثا-- در آن وقت ممکن بود نزد رسول خدا بروند چون زنده و میان مردم بود اما زمان بعدی ممکن نیست کسی نزد رسول خدا برود زیرا از دنیا رفته و در عالم باقی است و از عالم فانی غصه ها و رنجهای آن بی خبر است) خوب راجع این بحث مفصل حرف زدم اما بهتر بود کمی علمی تر راجع این آیه حرف می زدید مثل آقای بن باز که گفت اذ در این آیه و کلمه اذ ظرف برای گذشته است و به عنوان ظرف برای آینده حساب نمی شه  و خداوند نفرموده و لو انهم اذا ظلموا باید به آقای بن باز بگوییم که ظاهرا هیچ اطلاعی از ادبیات عرب ندارند تمام بزرگان ادبیات عرب اذ اگر چه غالبا برای ظرف ماضی استعمال شده ولی گاه برای ظرف مستقبل نیز می آید همانطور که اذا اگرچه برای آینده استقبال میشه ولی گاه برای ظرف ماضی نیز استعمال می شود (شرح الرضی علی الکافیه ج3 ص184,مغنی اللبیب ج1 ص80-86)و همچنین عتبی و به روایتی علی علیه السلام-نقل می کند در کنار قبر پیامبر نشسته بودم که مرد اعرابی آمد و خطاب به پیامبر گفت :السلام علیک یا رسول الله از خداوند متعال شنید بودم که می فرماید :ولو انهم اذ ظلموا انفسهم اکنون من در حالی آمده ام که طلب آمرزش گناهانم را نموده به واسطه تو از پروردگارم طلب شفاعت کنم. سپس مرد اعرابی دو بیت شعر سرود که معانی آنان این چنین است : ای بهترین کسی که در بهترین دشت دفن شدی از عطرش دشت وتپه عطر آگین گشته جانم فدای قبری که تو ساکن آن هستی که در این قبر پاکدامنی وجود و کرم هست پس از سرودن این اشعار از آنجا رفت در همان وقت بود که بخواب رفتم و پیامبر را در خواب دیدم که می فرمود: ای عتبی خودت را به اعرابی برسان و به او مژده بده که خداوند او را آمرزیده است (تفسیر ابن کثیر ج1ص532,الدر المنثورج1 ص238,تفسیر الثعالبی ج2 ص257,المجموع ج8ص274,اعانة الطالبین ج2 ص357,المغنی(ابن قدامه)ج3 ص589اشرح الکبیر (ابن قدامه)ج3ص494,کشف القناع ج2ص599,الاذکار النوویه ص206

و اما در مورد آیه قالوا یا ابانا استغفرلنا ذنوبنا انا کنا خاطئین عزیزم آیه بعدشم بخون قال سوف استغفرلکم ربی انه هوالغفور الرحیم(پدر جان ما خطاکار بودیم تو درباره گناهان ما از خداوند طلب آمرزش کن یعقوب گفت به همین زودی برای شما از پروردگارم طلب آمرزش می کنم) اولا در مورد مسئله فوت که مفصلا حرف زدم و اما مسئله  دوم را وقیحانه و متعصبانه گفتید معنای حق الناس یعنی کار بدی کرده یا آزاری به کسی رسانده باید برودوتقاضا بخشش بکند و بعد از حل مسئله حق الناس توبه می کند وحق الله را جبران می کند و این مضحک است که کسی را که آزار داده برویم و بگوییم از طرف خدا منو ببخش با این مطلبتان همه مشرکند مگر خدا خودش نمی تواند ببخشد که شخص آزار داده شده از خدا بخواهد که ببخشد خواهشا متون خودتان را مطالعه بکنید و هرچه که در ذهنتان می آید به قرآن نبندید و تفسیر به رای نکنید و همچنین یوسف در اظهار ندامت برادران فرمود یغفرالله لکم(خداوند شما را بیامرزد) واما در مورد آیه ای که قیچی قیچی کردید و تفسیر مورد علاقه تان را اطلاق دادید مااغنی عنکم من الله من شیء اولا آیه را کامل بگید::وقال یا بنی لاتدخلوا من باب واحد وادخلوا من ابواب متفرقه ومااغنی عنکم من الله من شیء ان الحکم الاالله علیه توکلت وعلیه فلیتوکل المتوکلون(گفت فرزندان من از یک در وارد نشوید بلکه از درهای متفرق وارد گردید و نمی توانم حادثهایی را که از سوی خدا حتمی است از شما دفع کنم  حکم و فرمان تنها از آن خدا است بر او توکل کرده ام و همه متوکلان باید بر او توکل کنند)((یوسف 67)) در اینجا زمانی که برادران می خواهند برای اولین بار وارد مصر شوند حضرت یعقوب بنا بر خواسته ای که در قلبش بود و در قرآن ذکر نشد فرموده از درهای متفرق روید پس راهنماییشان کرده که از درهای مختلف روید اما حادثه ها و قضا و قدر هایی که از سوی خدا حتمی است را من نمی توانم کاری بکنم و جلویش را بگیرم این چه ربطی به مسئله توسل و شفاعت دارد اگر خدا مسئله ای را حتمی بخواهد انجام می شود و حضرت یعقوب هم در مسئله سفر و آینده شان دارد می گوید خوب قضا و قدر هم حتمی است مانند مردن اما می بینیم اگر خداوند اذن دهد بدست عیسی زنده می کند اما به هر حال اگر چیزی برای خدا حتمی باشد که باید انجام شود دیگر اذن و اجازه ای در کار نیست  و آنجا که می فرماید ان الحکم الا الله بله حکم مختص خداست و تا خدا اذن نمی داد عیسی زنده نمی کرد یا طلب بخشش یعقوب برای فرزندان حاصل نمی شد به هر حال اینکه این آیه قیچی شده را بر علیه توسل ذکر کردید خنده دار است چرا که طلب دعا و عفو از خدا بوسیله آبرومندی چون یعقوب کجا واز طرفی اینکه یعقوب بگوید من در برابر حادثه هایی که در سفر احتمال داره رخ بده اگه خداوند حتمی بخواهد برایتان رخ بدهد نمی توانم بکنم کجا پس واقعا کمی غیر متعصبانه تفکر کنید. و آیه ای دیگرراجع توسل :خداوند متعال خطاب به پیامبر درباره زنانی که در گذشته مرتکب گناهانی شده و می خواهند با پیامبر بیعت نموده,و کارهای گذشته را ترک کنند می فرماید:(واستغفر لهن الله ان الله غفوررحیم)(الممتحنة آیه 12)(از خداوند برای آنان طلب آمرزش کن,زیرا خداوند بخشنده و مهربان است) این آیه نیز بیانگر این است که خداوند متعال دعای پیامبر را واسطه  ای برای بخشیده شدن دیگران قرار داده است و از این جهت تفاوتی میان زمانی که آن حضرت در دنیا زندگی می کرد وزمانی که از دنیا رفته وجود ندارد.آیه دیگر راجع توسل: اولئک الذین یدعون یبتغون الی ربهم الوسیله ایهم اقرب  و یرجون رحمة و یخافون عذابه ان عذاب ربک کان محذورا)(اسراء57)(آنهایی را که خداوند به خدایی می خوانند آنان خود بدرگاه خدا وسیله و تقرب می جویند و هرکه مقرب تر است بیشتر امیدوار برحمت و ترسان از عذاب اوست  که البته از عذاب خدا سخت باید هراسان بود.) آلوسی سنی در تفسیرش در مورد این آیه در جلد ج 15 ص 126 به توسل اعتراف کرده و گفته همه انبیا حتی در صلب پدرانشونم که بودن از محمد استفاده می کردند و محمد واسطه ای برای همه موجودات است)وهمچنین روایاتی در باب توسل از کتب اهل سنت: روایت اول:توسل بحق پیامبر:در روایت نقل شده هنگامی که فاطمه بنت اسد از دنیا رفت رسول خدا بر بالین او آمد و فرمود ای مادر من پس از مادرم خدا تو را رحمت کند سپس اسامه و ابو ایوب و عمر بن خطاب و غلام سیاهی را خواست تا قبری را آماده سازد وقتی قبر آماده شد پیامبر با دستان خود لحدی ساخت و خاک آن را در آورد و در درون قبر به پهلو دراز کشید و فرمود::(پروردگاری که زنده می کند و می میراند و زنده ای که نمی میرد مادرم فاطمه بنت الاسد را بیامرز و جایگاه او را وسیع قرار بده بحق پیامبرت و پیامبرانی که پیش از من بودند)(المعجم الاوسط ج1ص68,المعجم الکبیر ج24 ص35,مجمع الزوائدج9ص257 کنزالعمال ج 12 ص 148)و همچنین حدیث الغار که در صحیح بخاری اومده 3 نفر داشتند می رفتند بارون شروع به باریدن گرفت می روند تو غاری بعد در غار با سنگی بسته میشه اونا به همدیگر گفتندهرکس عملهای نیکی را که برای رضای خداوند انجام داده در نظر بگیردو خداوند را به آن عمل های صالح بخواند شاید خدا گشایشی حاصل کند.خلاصه یکی گفت من پدر و مادری پیری داشتم اول به اونا شیر می دادم بعد به بچه هام حتی اگه خواب می بودند منتظر می شدم تا بیدار بشوند بعد از شیر دادن به آنها به فرزندان خودم می دادم خدایا اگر برای رضای تو بود به ما کمک کن و قسمتی از غار باز شد سپس دومی آمد و سومی و... تا اینکه درب غار باز شد کاملا(صحیح بخاری ج 7 ص 69)جاهای دیگه هم بنوعی هست صحیح مسلم ج8ص89 مسند احمد ج2ص116 و........ وروایت دوم::مردی نا بینا خدمت پیامبر رسید و عرض کرد ای پیامبر خدا از خداوند بخواه تا به من عافیت بخشد پیامبر فرمود: اگر بخواهی دعا کنم و اگر خواستی صبر کن که این بهتر است آن مرد گفت از خداوند بخواهید به من عافیت دهد پیامبر به او دستور داد تا وضو بگیرد و دو رکعت نماز بخواند واینگونه دعا کن پرودگارا  من از تو درخواست می کنم به واسطه پیامبرت محمد که پیامبر رحمت است ای محمد من بواسطه تو به پروردگارم در مورد حاجتی که دارم روی می آورم تا حاجتم را بر آورده سازی و شفاعت اورا درباره من بپذیری و او را شفیع من قرار دهی عثمان بن حنیف می گوید آن مرد آن کار را انجام داد و خوب شد (مسند احمد ج4 ص138) ودر بسیاری از کتب حدیثی اعتقادی و فقهی اهل تسنن این روایت ذکر شده است(سنن ترمذی ج5 ص329,مسترک الصحیحین ج1 ص313 و516,السنن الکبری(نسائی)ج6ص169,صحیح ابن خزیمةج2 ص226 الاربعین  البلدانیه ص85,البدایة والنهایة (ابن اثیر)ج6ص179الجمع الصغیرج1ص227کنزالعمال ج6ص521 عمل الیوم و اللبلة ص417)با اینکه  مرد نابینا گفت دعایم کن تا خوب شوم پیامبر راه بهتر توسل بحق پیامبر را به او یاد داد شاید این را فرمود که دیگر افراد هم یاد بگیرند.در ضمن سند حدیث بقدری صحیح است که ابن تمیه هم در سندش ایراد نمی گیردو صحت آن را قبول می کند.روایت سوم توسل حضرت ادم به حضرت محمد: حاکم نیشابوری در کتاب مستدرک الصحیحین از عمربن الخطاب نقل کرده است که پیامبر فرمودند :وقتی آدم مرتکب خطا شد به پروردگار عرض کرد: پروردگارا بحق محمد می خواهم که مرا ببخشی خداوند متعال فرمود :ای آدم چگونه محمد را که هنوز نیافریده ام شناختی؟آدم گفت: پروردگارا هنگامی که مرا به دست خود آفریدی و در روح خود در پیکر من دمیدی سرم را به سوی عرش بلند کردم آنگاه دیدم بر ستون های عرش نوشته شده ات لا اله الا الله محمد رسول الله آنجا فهمیدم که تو در کنار نام خود  جز نام کسی را که دوست داشتنی ترین شخص نزد توست نمی گذاری خداوند فرمود: ای آدم راست گفتی محمد از تمام آفریده ها نزد من محبوبتر است مرا بحق آن بخوان تا تو را ببخشم و اگر محمد نبود تو را خلق نمی کردم(مستدرک الصحیحین ج 2 ص 615)این حدیث از لحاظ سندی صحیح است و در بسیاری از کتب حدیثی تفسیری اهل سنت ذکر شده اند (مجمع الزوائد ج8 ص253 المعم الاوسط ج6 ص313 کنز العمال ج 2 ص 359 و ج 11 ص 455 و.............. و خود ابن تمیه در مبحث خلقت آدم و ثبت نام مبارک پیامبر  بر روی عرش الهی همین روایت را ذکر کرده و به آن استناد کرده مجموع الفتاوی ج1 ص254-255)به هر حال آدم دروغ گو کم حافظه هم هست دیگه. و اما روایت آخر:توسل به حق نیکوکاران و سائلین::این روایت را عطیه عوفی از ابوسعید خدری نقل کرده است هرکسی که هنگام رفتن به مسجد برای نماز بگوید:پروردگارا از تو درخواست می کنم به حق سئوال کنندگان از درگاهت و به حق گامهایی که به سوی تو بر می دارم من از روی نافرمانی و یا برای خوشگذرانی و یا ریا و شهرت از خانه بیرون نیامده ام بلکه برای پرهیز از خشم تو و تحصیل رضای تو بیرون آمده ام از تو می خواهم مرا از آتش جهنم نجات داده گناهان مرا ببخشی زیرا کسی جز تو گناهان مرا نمی بخشد  خداوند هزار فرشته را مامور می سازد که برای او طلب آمرزش کنند و نیز با رحمتش بر او روی می آورد  تا زمانی که نمازش تمام شود(مسند احمد ج3ص21سنن ابن ماجه ج1ص256مسند ابن الجعدص299المصنف ابن ابی شبیه ج7ص29کتاب دعا(طبرانی)ص149 الاذکار النوویه ص30کنزالعمال ج15ص396الدرالمنثورج2ص36میزان الاعتدال ج2ص447)این حدیث دلالت دارد بر اینکه انسان در مقام درخواست حاجت از خداوند می تواند مقام و منزلت صالحان را واسطه ای برای برآورده شدن حاجت قرار دهد. دیگه وقت میگیره و من هم حال تایپ کردن ندارم که مفصلا راجع توسل عمر به عباس عموی پیامبر و توسل احمد بن حنبل به پیامبر و توسل شافعی به اهل پیامبر و توسل بلال ابن حرث به پیامبر توسل مالک به منصور دوانقی و توسل معاویه به یزید بن الاسود رو بگم به هر حال خود شما هم خوب می دونید معنای توسل و می دونید هیچ گاه شیعه مستقلا از خدا چیزی و نمی خواد اما نمی دونم چرا قصد جنگ و نبرد و انکار دارید واقعا جای بسی تاسف است شما آیاتی را آوردید و تفسیری برای خودتان کردید و مارا مشرک کردید  و خندیدید اما بدانید(ان سخروا منا فانا نسخر منکم کما تسخرون)(هود38)والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم دی 1390ساعت 1:14  توسط شیعه  |